در وارتون ، یک رهبر جدید در برابر جنگ های فرهنگی قرار می گیرد


دانشکده وارتون دانشگاه پنسیلوانیا به عنوان قدیمی ترین مدرسه بازرگانی در این کشور تأثیر بسزایی در شکل گیری فرهنگ شرکت های بزرگ آمریکایی داشته است. برای بیش از یک قرن ، وارتون به سرمایه داران جاه طلب آموخته است که چگونه می توانند وارد بازارهای جدید شوند ، رقابت را مخدوش کنند و سود کسب کنند.

امروزه ، گرچه مهارت های اساسی مورد نیاز برای اداره یک تجارت هنوز مهم است ، اما شرکت ها نیز با نگرانی هایی فراتر از تعادل دست و پنجه نرم می کنند. تنوع و شمول ، نابرابری ، تغییرات آب و هوایی ، مهاجرت و به طور کلی ، نقش تجارت در جامعه بخشی از گفتگو در اتاق هیئت مدیره و کلاس است. و اوایل سال جاری ، وارتون برای رفتن به مدرسه در مسیر جدید ، اریکا جیمز را به عنوان رئیس جدید استخدام کرد.

خانم جیمز ، که قبل از گرفتن دکترای روانشناسی سازمانی از دانشگاه میشیگان در کالج پومونا تحصیل کرده بود ، کاملاً مناسب این نقش است. تحقیقات وی شامل کار بر روی تنوع در محل کار و همچنین مدیریت بحران است که وی را به مشاوره با شرکت های بزرگی که با چالش های بزرگی روبرو هستند هدایت می کند.

وی پیش از پیوستن به وارتون ، رئیس دانشکده تجارت Goizueta دانشگاه اموری و استاد دانشکده داردن دانشگاه ویرجینیا بود.

این مصاحبه برای شفافیت کوتاه و ویرایش شد.


الگوی حرفه ای شما در دوران بزرگ شدن چه بود؟

من زندگی ای را که می خواستم داشته باشم می دانستم ، اما از شغلی که برای ایجاد آن زندگی تحریک می کردم نمی دانستم. من همیشه احساس راحتی می کنم اگر شما بخواهید بسیار جلب کرده ام ، حتی اگر ما واقعاً نمکی روی زمین ، افراد طبقه متوسط ​​بودیم. مادرم معلم بود. بنابراین اولین الگوی من واقعاً این واقعیت بود که من یک مادر کارگر داشتم و بیشتر دوستانی که نبودم. من فقط فرض کردم که من هم کار خواهم کرد ، حتی اگر هرگز نمی خواستم معلم شوم. پدر من به عنوان یک روانشناس بالینی عمل خاص خود را داشت ، اما او هرگز علاقه ای به پول نداشت. او فقط واقعاً به کارهایی که انجام می داد علاقه داشت. من واقعاً شیفته کار او شدم و شک دارم اگر پدرخوانده من نبود درباره روانشناسی می آموختم. بنابراین فکر می کنم بیشترین تأثیر را از شغل او گرفته ام.

بالاخره چگونه درگیر آموزش تجارت شدید؟

وقتی در میشیگان بودم ، فهمیدم که واقعاً از تحقیق لذت می برم ، و در واقع چند س someال جالب داشتم که می خواستم به آنها پاسخ دهم ، و این س questionsالات عمدتا مربوط به آنچه در سازمان ها اتفاق می افتد بود. در تجارت چه می گذرد؟ چرا شرکت ها کار می کنند و رفتاری مانند آنها دارند؟

سریع آماده شدم چون آماده شروع کار بودم. من مشتاق حرکت در دنیا و پرداخت حقوق بودم. من بیشتر به برخی از نقش های سنتی شرکت نگاه کردم. مشاور پایان نامه من گفت: “شما همیشه قادر به انجام این کار خواهید بود ، اما در این مرحله از شما می خواهم که یک سال وقت بگذارید و کاری را در محیط دانشگاه ادامه دهید. اگر آن را دوست ندارید ، می توانید به راحتی به McKinsey یا American Express یا Pfizer بروید. “من واقعاً به نظر او احترام گذاشتم. بنابراین رفتم و درخواست کار آکادمیک کردم. انتظار داشتم یک سال دیگر آنجا را ترک کنم و 20 سال بعد هنوز در دانشگاه هستم.

این مسیر ایمن تر از ورود به دانشگاه برای زندگی راحت کار در Pfizer یا American Express است. چه چیزی با این راه حل احساس راحتی کرد؟

در فکر این تصمیم مشکل زیادی وجود داشت. من پیشنهادی از Pfizer داشتم و آن زمانی بود که ویاگرا تازه بیرون آمد و من داشتم به بسته گزینه سهام که آنها ارائه می دادند نگاه می کردم. از پشت دیده می شود ، احمقانه است که من از این فرصت استفاده نکردم. اما آنچه فهمیدم این بود که احساس من بسیار بهتر از کاری است که در آموزش عالی انجام می دادم. احساس کردم تأثیری که می توانم در تحقیقاتم و دانشجویان داشته باشم بیش از هر شغلی که در منابع انسانی فایزر انجام دهم عمیق تر است.

با کارهای مشاوره ای خود ، تجارت ، زگیل و سایر موارد را به وضوح می بینید. چه تاثیری بر کار امروز شما داشته است؟

من 20 سال گذشته را صرف نگاه کردن به جنبه تاریک تجارت کرده ام. برای مطالعه یا نوشتن هرگز کمبود مطالعات موردی وجود ندارد. آنچه که من بعد از شروع به کار گرفتن نقش های رهبری در آموزش تجارت فهمیدم این بود که اکنون من بستری برای تغییر روایت در مورد تجارت دارم. سال هاست که کسب و کار از چنان شهرت بد و منفی برخوردار است که فکر می کنم این امر مانع از تمایل به تجارت به عنوان یک فرصت شغلی برای افراد کاملاً مستعد می شود.

چگونه برنامه درسی وارتون برای پاسخگویی به افزایش تمرکز بر مسائل زیست محیطی ، اجتماعی و حاکمیتی و همچنین تنوع و فراگیری دوباره طراحی شده است؟

این یک روند مضاعف است. گفتگوها در کلاس تغییر می کند زیرا دانش آموزان آن را می خواهند. انتظارات آنها این است که این در برنامه ما باشد. ما دروس و مطالب خواندن و بحث در مورد مسئولیت اجتماعی شرکت ها را خواهیم داشت. ما باید. اگر ما می خواهیم همچنان به عنوان گزینه ای جذاب برای دانشجویان مدارس بازرگانی انتخاب شویم ، پس برنامه درسی ما باید آنچه را که آنها می خواهند بعنوان بخشی از تجربه مدرسه بازرگانی آنها منعکس کند. بنابراین این شروع به اتفاق افتادن است.

من همچنین می گویم که نسلی از معلمان هستند که اکنون به عنوان سرپرست گروهها نقش های قابل توجهی در رهبری را دارند ، که تأثیر بسیار بیشتری در تهیه برنامه درسی و تنظیم دستور کار دارند و این معلمان به طور فزاینده ای هماهنگ می شوند. با جایی که دانش آموزان می آیند

چگونه سیاست وارد کلاس می شود؟

هیچ رازی نیست که موسسات دانشگاهی معمولاً لیبرال یا مترقی تر از محافظه کارانه تلقی می شوند. اما دانشکده تجارت به طور بالقوه کمی متعادل تر است. ما عالم خرد آنچه در جهان اتفاق می افتد هستیم. و برای یک دوره زمانی همسو نشدن مداوم با حرکت مترقی ناخوشایند شد. بنابراین من فکر می کنم برخی از دانش آموزان و برخی از معلمان ما احساس کرده اند که آنها به زیر زمین رانده می شوند زیرا دیدگاه ها و ایدئولوژی های آنها با ایدئولوژی های درک شده از جنبش مترقی متفاوت است. و این مکان دشواری است. همه ما نباید در همه موارد به توافق برسیم ، اما باید درک کنیم که چگونه نظرات و عقاید و عقاید همه اعضای جامعه خود را درگیر کنیم و به آنها احترام بگذاریم. من فکر می کنم مدارس بازرگانی نیز مانند شرکت ها با آن دست و پنجه نرم می کنند.

آیا MBA هنوز مهم است؟

من رئیس دانشکده بازرگانی هستم ، بنابراین بله ، MBA هنوز مهم است.

آیا شما اعتقاد دارید که شرکتهای آمریکایی طی سالهای گذشته از نظر تنوع و دامنه معنادار واقعی و فرصتها برای مردان و زنان سیاهپوست پیشرفت داشته اند؟

داده ها به خودی خود صحبت می کنند. اگر به تعداد زیادی مدیر عامل مشکی یا سیاه پوستان در یک یا دو پیوند گزارش دهنده مدیر عامل نگاه کنید ، پیشرفت زیادی حاصل نشده است؟ من فکر می کنم به این دلیل است که ما آن را اولویت بندی نکرده ایم همانطور که در مورد آن صحبت کردیم. هر دو بسیار بسیار متفاوت هستند.

در سال 2020 ، پس از ترور جورج فلوید ، تلاش مدیران عامل و مدیران عامل مانند آنچه که قبلاً دیده ام نیست. س isال این است که آنچه در تابستان امسال دیدیم تا چه حد واکنش به ترور وی بود ، در مقایسه با اینکه آیا تلاش مداوم برای فکر کردن در مورد روشهای جذب و جذب و توسعه و تشویق و جبران افراد سیاه پوست از سوی سازمانها ، یک تلاش مستمر خواهد بود؟ زمان نشان خواهد داد.

آیا هرگز احساس می کنید که مجبور شده اید دو برابر سخت کار کنید یا در نتیجه جنسیت یا نژاد شما موانعی وجود دارد؟

البته. اما یکی از نکات جالب توجهی که من با آن دست و پنجه نرم می کنم این است که چه میزان از این فشارهایی است که به خودم وارد می کنم ، در مقایسه با فشارهایی که در واقع از دیگران احساس می کنم. من جواب ندارم ، اما مطمئناً با این اعتقاد که باید خیلی بهتر شوم که دیگر جایی برای خطا و اشتباه نخواهد داشت ، فشار زیادی به خودم وارد کردم. این مرا به سمت راهی سوق می دهد که به وضوح منجر به فرصت هایی شده است که کاملاً غیرمعمول است.

انتظار دارید وارتون در طول دوره ریاست شما چگونه تغییر کند؟

فکر نمی کنم فقط بتوانیم تصور کنیم که از آنجا که وارتون هستیم ، فقط می توانیم روی لنگ های خود استراحت کنیم و بگوییم که همیشه در امان خواهیم بود. باید به خاطر داشته باشیم که رقابت ما فقط سایر مدارس بازرگانی نیست. رقابت ما رضایت خاطر است و وقتی شما بهترین باشید ، راحت و راحت باشید. بنابراین یکی از مواردی که امیدوارم دوره ریاست من باشد این است که به ما انگیزه دهد تا به این فکر کنیم که چگونه می خواهیم آموزش تجارت را در آینده تعریف کنیم ، نه اینکه فقط به کارهایی که در گذشته انجام داده ایم اعتماد کنیم.

من فکر می کنم این واقعیت که من اولین رئیس زن وارتون هستم به این معنی است که احتمالاً تفاوت هایی در نحوه ارتباط من با دانش آموختگان ، دانشجویان و اعضای هیئت علمی ما وجود دارد که آنچه من به عنوان یک زن در این سطح منعکس می کنم وجود دارد. در آموزش تجارت فقط تعداد ما زیاد نیست.


منبع: aseman-kharash.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>