والتر ای. ویلیامز ، 84 ساله ، درگذشت. اقتصاددان محافظه کار در مسائل سیاه


وی در مصاحبه ای در سال 2006 گفت: “پدر من مادر من را ترک كرد ، حدس می زنم كه من 2 یا 3 ساله بودم.” والتر و خواهرش كاترین توسط مادرشان در یك پروژه مسكن عمومی در فیلادلفیا شمالی بزرگ شدند.

در دوران جوانی آقای ویلیامز دانشجوی بی تفاوت بود ، اما همیشه مشتاق کسب درآمد بود. از جمله مشاغل دیگر ، او در 10 سالگی زغال اخته ، برف بیل ، شستن ظرف ها و کفش های صیقلی را انتخاب کرد. وی در سن 13 سالگی کار سختی را به عنوان تولید کننده کلاه های زنانه پیدا کرد. در آنجا ، هنگامی که خیاطی به مقامات شکایت کرد که شغلش ناقض قوانین کار کودکان است ، او یاد گرفت که فقط از ماشین های خیاطی برقی استفاده کند تا اخراج شود.

کار پس از مدرسه در یک کارگزاری کوچک باعث شد او در اواسط سال چند سهم از سهام پپسی-کولا را خریداری کند که قیمت آن را در صفحات مالی بولتن فیلادلفیا جستجو کرد.

آقای ویلیامز پس از فارغ التحصیلی از دبیرستان ، اقامت کوتاهی را با پدرش در لس آنجلس گذراند و در آنجا در کالج شهر لس آنجلس ثبت نام کرد. اما پس از قطع رابطه با پدرش ، او دوباره به فیلادلفیا نقل مکان کرد و برای پرداخت هزینه کلاس های عصرانه در دانشگاه تمپل با تاکسی رفت. از طریق یک راننده دیگر ، او همسر آینده خود ، کنچتا تیلور ، معروف به کانی را ملاقات کرد.

آقای ویلیامز بعداً به ارتش اعزام شد. وی بعداً به یاد آورد كه در فورت استوارت ، جورجیا ، كشف كرد كه فرمان اجرایی رئیس جمهور هری اس. ترومن در سال 1948 مبنی بر منع تبعیض در نیروهای مسلح ، هیچ كاری در جلوگیری از جذب سربازان سیاه پوست انجام نداده است. از سیاه ترین کار

آقای ویلیامز معلوم شد که یک سرباز شورشی است. هنگامی که به او نقاشی کامیون آموزش داده شد ، او همه چیز ، از جمله آینه و لاستیک را نقاشی کرد ، و سپس اقدامات خود را برای افسران ارشد خود با روشی مسخره و با استفاده از آنچه او “بهترین کار معمول استپین فچیت” نامید ، توضیح داد. “

سرانجام آقای ویلیامز به کره دستور داده شد ، اما قبل از ارسال کشتی ، او و خانم تیلور ازدواج کردند.

همسرش در سال 2007 درگذشت. علاوه بر دختر آنها ، یک نوه از آقای ویلیامز نیز جان سالم به در برد.


منبع: aseman-kharash.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>