Smithsonian Closed ، Hope Diamond انتظار دوقلوی مصنوعی خود را دارد


در اوج همه گیری ، ممکن است الماس (حداقل به تازگی ضرب شده) درخشش خود را از دست داده باشند. اما جان استیلبرگ در استودیوی آپارتمان خود در نیویورک شرط بست که به زودی برمی گردد.

ماه ها است که او مشغول کار است ، و در حالی که ماشین ماساژ سنگ های قیمتی را خم کرده است ، در آنجا مواد مصنوعی را برش داده و صیقل می دهد که برای ساخت ماکت دقیق الماس Hope که در قرن هفدهم وجود داشت ، مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

شاید هیچ الماسی به اندازه این سنگ درخشان آبی 45.52 قیراطی که با 16 الماس سفید احاطه شده و در موزه ملی تاریخ طبیعی اسمیتسونیان به نمایش درآمده (به طور موقت بسته شده است ، اما گنجینه آن 24-7 آنلاین می درخشد) درخشش ندارد. از لحاظ عرفانی و همچنین وزنی سنگین ، پر از تاریخچه مالکیت سلطنتی ، سرقت و نفرین های خانوادگی است و مدتهاست محبوب ترین سایت در اسمیتسونیان است ، جایی که سالانه حدود چهار میلیون بازدید کننده به آن خیره می شوند.

اما الماس Hope فعلی تنها آخرین نسخه از سنگ است. الماس ، که برای اولین بار از معدن در هند خریداری شد ، پس از خریداری شاه لوئی چهاردهم ، به عنوان “پسر فرانسوی” دوباره مورد استفاده قرار گرفت. در طول انقلاب فرانسه به سرقت رفت ، در سال 1812 در لندن دوباره ظاهر شد و به سبک فعلی دوباره طراحی شد و به نام صاحب آن ، هنری فیلیپ هوپ نامگذاری شد.

آقای هتلبرگ پس از اتمام نسخه های سنگ اصلی و خود امید ، سعی می کند آبی فرانسوی را از زمستان تمام کند.

او تلاش می کند تا اطمینان حاصل کند که ماکت هایش زاویه و رنگ دقیقاً مشابه الهامش دارند ، روندی که شامل هفت سفر به آزوتیک LLC ، آزمایشگاهی برای سنگهای قیمتی و کریستال ها در روچستر مین است. در آنجا ، متخصصان ماکت را با کمک سطح ضخیمی از فلزات گرانبها می پوشانند و می پوشانند تا با رنگ آبی شاد رنگ امید مطابقت داشته باشد.

آقای هتلبرگ برای یک مشتری خصوصی ثروتمند که پول برای سفر می خواهد کار نمی کند. در عوض ، سه خط وی در کنار Hope در اسمیتسونیان ظاهر می شود. چه زمانی؟

چه کسی می داند؟

هنر تولید مثل الماس ظریف است و شاید هیچ کس مستقیماً با سنگهای نامگذاری شده مانند آقای هتلبرگ 63 ساله که نمونه ای از الماس 31.06 قیراطی Wittelsbach-Graff را برای لارنس گراف ، تاجر میلیاردر الماس و 273 ساخته است ، کار نکرده است. ، الماس 85 عیار Centenary ، که در سال 1986 توسط DeBeers ، شرکت غول پیکر الماس کشف شد.

نسخه او از Centenary به قدری کامل بود که وقتی از گروهی از مدیران DeBeers برای مقایسه این دو دعوت شد ، “بعضی از آنها بلافاصله نمی توانستند تفاوت را درک کنند” ، روری مور اوفرال ، مدیر بازاریابی در آن زمان گفت.

برای شرکت الماس Okavango ، آقای Hattleberg به تازگی ماکت Okavango Blue ، یک الماس آبی عمیق نفیس 20.46 قیراطی را در سال 2018 در بوتسوانا تکمیل کرده است. مارکوس تر هار ، مدیرعامل Okavango Diamond ، شرکت فروشنده نسخه اصلی ، گفت: “ما یک نسخه کپی می خواستیم زیرا باید میراث سنگ را برای نسل های آینده حفظ کنیم.”

نشانه کامل نوعی هنر است که از نظر آقای هتلبرگ ممکن است ماهها یا حتی سالها کار طول بکشد. جفری پست ، متصدی مجموعه ملی سنگ های قیمتی و مواد معدنی ایالات متحده گفت: اگرچه اسمیتسونیان نسخه های زیادی از الماس را مشاهده کرد ، “ما این لذت را داشتیم که به افرادی که این نوع کارها را انجام می دهند نگاه کنیم ، اما جان یک هنرمند با جزئیات و کمال است.” در اسمیتسونیان ، که او را استخدام کرد. “وقتی جان سنگی را به من تحویل می دهد ، می دانم که او آنرا فکر کرده و آن را تجزیه و تحلیل کرده است و نمی توانست آن را به من بدهد مگر اینکه فکر کند که این سنگ کامل است.”

آقای پست گفت ، برای هوپ الماس ، “مشکل مطابقت با رنگ بود.” “این سایه جالب است ، مانند سایه های دیگر آبی نیست. نسخه های دقیق آن را می خواستیم. برای موزه ، هدف “فروش نبود ، بلکه کمک به روایت داستان الماس بود”. بازدیدکنندگان ابعاد و اشکال را به شکلی قدرتمند مشاهده می کنند تا تاریخچه تراش سنگ را ارائه دهند. شما نمی توانید فقط یک عکس از یک جسم سه بعدی را نشان دهید. “

بیشتر سنگهای بزرگ هنگامی که برای اولین بار از معادن برداشته می شوند ، برش داده می شوند و جلا می یابند ، جلب توجه گسترده می کنند. اما پس از کفر ، الماس ها اغلب در صندوق ثروتمندان ناپدید می شوند تا هنگام فرو ریختن چکش در حراجی و فروش مگامیلون دلار ، دوباره ظاهر شوند. (در دهه های اخیر ، صنعت الماس به طور کلی اخبار مهم را به دلیل نقض حقوق بشر و تجارت به اصطلاح الماس خون دیده است.)

سالها پیش ، برخی از الماسها توسط افراد دنیوی و ستاره های سینما خریداری شده بودند که از نشان دادن آنها به دوستان و مطبوعات لذت می بردند. وراث آمریکایی Evelyn Walsh McLean ، آخرین مالک خصوصی Hope ، اغلب آن را در مکان های عمومی می پوشید – یا گاهی اوقات آن را به گردن سگ خود می انداخت یا هنگام باغبانی آن را می پوشید. ریچارد برتون در سال 1969 با خرید الماس 68 عیار برای الیزابت تیلور ، خبرساز شد و آن را الماس تیلور-برتون نامید. درست پس از خرید بازیگر ، فروشنده کارتیه آن را در نیویورک به نمایش گذاشت ، جایی که روزانه 6000 نفر صف می کشیدند.

اما در سالهای اخیر ، ستارگان سینما آنها را معمولاً نمی خرند ، بلکه آنها را قرض می گیرند. “اندکی قبل از مرگ او در اکتبر ، هنری بارگورجیان ، مدیرعامل سابق Graff USA و شریک عامل Arcot ، یک شرکت سرمایه گذاری جواهرات ، گفت. وی افزود: در آمریكا افرادی هستند كه دوست دارند گوهر بخرند ، اما معمولاً تاجر و كاملاً ناشناس هستند. در آسیا ، آنها شیوه خرید آمریکایی ها را برای نمادهای وضعیت خریداری می کنند. ”

در سال 2015 ، جوزف لاو تاجر هنگ کنگی به محض خرید یک الماس صورتی با خرید یک الماس 12.03 قیراطی در Sotheby’s به نام “ماه آبی جوزفین” برای دختر 7 ساله خود رکورد 48.4 میلیون دلار ثبت کرد. از 16.08 قیراط ، “Sweet Josephine” ، با قیمت 28.5 میلیون دلار از Christie’s.

امیدی که غالباً به عنوان استعاره ne plus ultra ذکر می شود ، از آنجا که بیش از 60 سال است که مشاهده می شود غیرمعمول است. (البته ، هر دو جواهرات فرانسوی و بریتانیایی که در معرض دید عموم قرار می گیرند شامل الماس های غیرمعمول است: در این میان جواهرات بریده شده از 3106 قیراط Cullinan که در آفریقای جنوبی در سال 1905 کشف شد و 105.6 قیراط Koch هستند. -ی-نور ، در هند یافت می شود.)

مسیر امید به آمریکا هموار شد. پس از اینکه ژان باتیست تاورنیه آن را در سال 1668 به پادشاه لوئی چهاردهم فروخت ، پادشاه خورشید دستور داد که آنرا به سبک متقارن تر ، که در آن زمان محبوب بود ، برش دهیم. سپس آن را با طلا قرار داده و به بندبند آویزان کردند ، که شاه آن را در مراسم تشریفات می بست.

پس از ناپدید شدن وی در سال 1792 و ظهور مجدد در لندن ، وی را فروختند و مجدداً فروختند تا اینکه خود را نزد خانم مک لین یافت ، زمانی که شوهرش ، از فرزندان نشر ، او را در سال 1911 خریداری کرد. ثروتمند ، بله ، اما ناگوار. پسر بزرگ او در یک سانحه رانندگی و دخترش در اثر مصرف بیش از حد مواد مخدر درگذشت. در هنگام مرگ ، هری وینستون کل مجموعه جواهرات خود را خریداری کرد و در سال 1958 به موزه امید بخشید.

آقای Post با بازتولید آن برای عموم ، به دنبال شکل الماس در هر سه تکرار بود.

علاقه آقای هتلبرگ به چنین کاری به کودکی او برمی گردد: مادر او عکاس مستند مجموعه سنگ های قیمتی اسمیتسونیان بود. وی که در بتسدا ، مادر بزرگ شده بود ، به یاد می آورد: “سپس همه ما در مدرسه زمین شناسی خواندیم. مردم کریستال ، عقیق و همه چیز به همراه داشتند. من دیوانه سنگ های قیمتی بودم ، بنابراین مادرم یک مرکز بازنشستگی در یک مرکز تفریحی محلی یافت که یک دوره برش گوهر در آن وجود داشت. من دوست دارم.”

آقای هتلبرگ پس از فارغ التحصیلی در رشته مجسمه سازی از آکادمی هنرهای زیبا کرانبروک ، از کاشی کاری مصنوعی و صنایع دستی دیگر امرار معاش می کرد.

وی برای اولین بار در سال 1988 به الماس Hope دسترسی پیدا کرد که قالبی از آن درست کرد و آن را برای کپی شکلات استفاده کرد ، که برای مدتی در فروشگاه هدیه اسمیتسونیان فروخته شد.

سپس در سال 2007 ، “من در مورد روش جدیدی برای رنگ آمیزی کپی های الماس خود مطلع شدم.” “پیش از این ، رنگ آمیزی الماس های رنگی مد روز دشوار بود.” این اتصال بسیار ارزشمند بود ، زیرا سنگ های رنگی معمولاً با ارزش ترین هستند.

جان کینگ ، مدیر سابق کیفیت در آزمایشگاه موسسه گوهرشناسی آمریکا ، گفت: “مواد بی رنگ نگرانی شما را بسیار کمتر می کند”. “رنگهای غنی تر از ارزش بیشتری برخوردار هستند. اما وقتی شروع به رنگ آمیزی می کنید و از رنگ اصلی راضی نیستید ، این یک مشکل بسیار بزرگتر است. “

این روند می تواند عصبی باشد: استیو استارک ، رئیس آزوتیک ، گفت: “ما در حال انجام چند تکرار هستیم.” “ممکن است در نمونه های اولیه ما کمی بنفش یا کمی آبی باشد. جان می گفت: “آیا می توانی او را کمی بیشتر به آن سمت سوق بدهی؟”

ساخت آنچه Hope Diamond در زندگی قبلی خود به نظر می رسید یک ماجراجویی وسوسه انگیز بود. سنگ میخانه اصلی از نقاشی های این دوره ساخته شده است. مورد دوم یک رمز و راز بود تا سال 2009 ، زمانی که فرانسوا فارگس از موزه ملی تاریخ طبیعی پاریس ، یک برآمدگی سرب از سنگ که مدتهاست از دست رفته بود را کشف کرد.

آقای پست گفت باربارا بارت ، وزیر نیروی هوایی ایالات متحده كه عضو هیئت مدیره اسمیتسونیان بود ، با همسرش كریگ از این پروژه حمایت كرد.

آقای هتلبرگ از تنها کسی که کپی می کند فاصله دارد. بسیاری از آنها با کمک زیرکونیا مکعبی رنگی ساخته می شوند. اسکات سوچر ، متخصص کپی الماس های معروف ، معمولاً برای خلق آثار خود به عکسها و نقاشی های خط اعتماد می کند ، اگرچه موارد استثنایی نیز وجود دارد. برای کوه نور ، موزه تاریخ طبیعی در لندن به او یک مدل گچی از نسخه تاریخی الماس داد.

وی سپس آن را با استفاده از لیزر در آنتورپ بلژیک اسکن کرد و از این داده ها به عنوان راهنمای برش استفاده کرد. برای یک برنامه Discovery Channel ، آقای Sucher به نسخه اصلی دسترسی داشت و ماکت را با استفاده از زیرکن های رنگی ایجاد کرد. به عنوان بخشی از تنظیمات ، Discovery Channel آن را به موزه داد ، اگرچه در معرض نمایش نیست. در یک مصاحبه تلفنی ، آقای سوچر گفت که نسخه هایی از کارهای وی در تعدادی از موزه ها است.

البته بسیاری از آنها از قبل بسته شده اند.

در همین حال ، پیشرفت آقای هتلبرگ که فقط از سنگ اصلی قالب درست می کند و برش را تقریباً به اندازه رنگ مناسب دلهره آور می داند ، با محدودیت های سفر کند شده است.

وقتی او ماکت خود را در صد سالگی 1992 ساخت ، “من بیش از یک سال هر دو ماه یکبار به لندن رفت و برگشت کردم”. “به دلیل طراحی روکش ها بسیار دشوار بود. تمام نوک الماس در زوایای کمتر از 15 درجه بریده می شود. این به این معنی بود که دیفرانسیل در گوشه ها کم و کنترل آن دشوار است. “

برای بدست آوردن ایده ای از دشوار بودن برش اولیه ، دبیرز یک اتاق زیرزمینی ویژه در ژوهانسبورگ برای تیمی به رهبری گابی تالکوفسکی ، چاقوی معروف الماس ایجاد کرد تا هرگونه عامل فنی را که می تواند مانع برش شود ، رد کند. آقای مور اوفرال گفت: “این لرزش مسئله ساز است و شهر متزلزل است ، بخشی از آن به دلیل استخراج طلا است.”

برای اکثر افراد ، جدا کردن همه گیری ممکن است دشوار باشد. اما غیر از اینکه نمی توانید مسافرت یا تحویل پسر فرانسوی تمام شده را بدست آورید ، این بهترین پروژه قرنطینه برای آقای هتلبرگ است. حتی پس از ساختن کپی از ده ها سنگ بزرگ ، این اثر جذابیت خود را از دست نداده است. در ابتدا ، او گفت ، این گوهرها را پیدا کرد: “کمیاب ، گرانبها و زیبا. كاملاً كنجكاو شده بودم. “

به عبارت دیگر ، الماس برای همیشه است – و قفل آن فقط موقتی است.


منبع: aseman-kharash.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>